عکس: ماه رمضان در کشورهای اسلامی

 

مسلمانان سراسر جهان در ماه مبارک رمضان ماه نزول قرآن به عبادت و نیایش پروردگار یکتا می پردازند.

کد خبر:98644 -

عكس: کربلای ری

عكس: کربلای ری

کد خبر:98260 -

عکس: درگیری هواداران و مخالفان حسنی مبارک

 

درگیری هواداران و مخالفان حسنی مبارک در اطراف محل دادگاه وی

درگیری هواداران و مخالفان حسنی مبارک در اطراف محل دادگاه وی

کد خبر:97890 -

روستای کُمُفه طبیعتی بکر در میان کوه ها +عکس

روستای کُمُفه طبیعتی بکر در میان کوه ها +عکس

روستای کُمُفه واقع در ۲۰۰ كيلومتري شمال غربي شهرستان مسجدسليمان در سلسله جبال زاگرس (در مرز بین استان های خوزستان و چهارمحال و بختیاری) دارای آب و هوای بی نظیر و طبیعتی بکر و دست نخورده است .

به گزارش رجانیوز، روستای زیبا و سرسبز کمفه در میان کوههای سر به فلک کشیده و استوار بختیاری قرار دارد. این ناحیه از چهار طرف میان کوههای بلند وصخره های سخت وستبر قرار دارد.

بر سینه این کوه ها، جنگل ها ودرختان انبوه بلوط روییده است که در بعضی از این صخره ها و کوهپایه ها نشانه هایی از تاریخ عهد اتابکان و اشکانیان نیز به چشم می خورد.

ساکنان روستای چهار فصل کمفه را دو طایفه تاج الدین وند شهنی و بهداروند از ایل غیور بختیاری تشکیل می دهند.

عكس از: ارسلان ظاهري بيرگاني

کد خبر:97910 -

نظامی گنجوی

نظامی گنجوی

 
 
جمال‌الدین ابومحمد الیاس بن یوسف نظامی

نگاره خیالی
زادروز ۵۳۷
گنجه
درگذشت ۶۰۸
گنجه
آرامگاه گنجه
محل زندگی گنجه
ملیت ایرانی[۱]
پیشه شاعر و داستان‌نویس
سبک سبک شعر فارسی عراقی
لقب حکیم نظامی
دوره سلجوقیان
آثار مخزن‌الاسرار, هفت پیکر
خسرو و شیرین, اسکندرنامه
لیلی و مجنون

نظامی گنجه‌ای (گنجوی)، جمال‌الدین ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی متخلص به نظامی (زادهٔ ۵۳۵ در گنجه - درگذشتهٔ ۶۰۷-۶۱۲) شاعر و داستان‌سرای ایرانی‌تبار[۱] پارسی‌گوی قرن ششم هجری، که به‌عنوان پیشوای داستان‌سرایی در ادب فارسی شناخته شده است.[۲]


محتویات

[نهفتن]

زندگی [ویرایش]

از زندگانی نظامی اطلاعات دقیق در دست نیست و در بارهٔ سال تولد و وفات او نقل‌های تذکره‌نویسان مختلف است. آنچه مسلم در شهر گنجه می‌زیست و در همین شهر وفات یافت.

وی خیلی زود یتیم شد[۳][۴] و از ابتدا توسط دایی مادرش بزرگ شد و تحت حمایت وی تحصل نمود.مادر او از اشراف کرد بوده و این بر پایهٔ یک بیت از دیباچهٔ لیلی و مجنون («گر مادر من رئیسهٔ کرد...») دانسته شده است.[۵] [۳][۶] در باره زادگاه پدری او آنچه در تذکره‌ها آمده بر پایۀ برخی از شعرهای او روستای تا در تفرش است.[۷]

اغلب نظامی گنجوی را به استناد اشعاری متولد روستای تا در تفرش می‏دانند. نظامی خود می‏سراید:

به تفرش دهی هست تا نامِ او .... نـــظامــی از آنـــجا شــده نامجو

شیخ بهایی نیز در اشعار خود به‏این انتساب اشاره می‏کند:

ز اهل تفرش است آن گوهر پاک ..... ولی در گنجه چون گنج است در خاک

[۸].

از اشاره‌های موجود در خسرو و شیرین دانسته می‌شود که اولین همسر او، کنیزکی که دارای دربند به عنوان هدیه‌ برایش فرستاده بود، زمانی که نظامی سرودن خسرو و شیرین را به پایان رساند و پسرشان محمد هفت سال بیشتر نداشت، از دنیا رفته بوده است.[۹] [۱۰] در لابلای شعرهای نظامی اشاره‌هایی به دو همسر بعدی او نیز دیده می‌شود که هر دو در زمان حیات شاعر درگذشته‌اند.[۱۱]


نظامی از دانش‌های رایج روزگار خویش (علوم ادبی، نجوم، علوم اسلامی و زبان عرب) آگاهی وسیع داشته و این خصوصیت از شعر او به‌روشنی دانسته می‌شود. از معاصران خود با خاقانی دوستی داشت، و در مرثیهٔ او سرود:

همی گفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی

نظامی همه عمر خود را در گنجه در زهد و عزلت بسر برد و تنها در ۵۸۱ سفری کوتاه به دعوت سلطان قزل ارسلان (درگذشتهٔ ۵۸۷) به سی فرسنگی گنجه رفت و از آن پادشاه عزت و حرمت دید. نظامی هرچند شاعری مدح‌پیشه نبوده، با تعدادی از فرمانروایان معاصر مربوط بوده است، از جمله: فخرالدین بهرامشاه پادشاه ارزنگان از دست‌نشاندگان قلج ارسلان سلطان سلجوقی روم که کتاب مخزن الاسرار را به نام او کرده است، اتابک شمس‌الدین محمد جهان پهلوان که منظومه خسرو و شیرین به او تقدیم شده است، طغرل بن ارسلان سلجوقی و قزل ارسلان بن ایلدگز که در همین منظومه از ایشان نام برده است، ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه که لیلی و مجنون را به نام او کرده است.

نظامی در فاصلهٔ سال‌های ۶۰۲ تا ۶۱۲ در گنجه درگذشت و آرامگاهی به او در همان شهر منسوب است.

گنجه، شهر نظامی [ویرایش]

برگی از خمسهٔ نظامی، مربوط به ۱۵۴۸ میلادی که در شیراز نگهداری می‌شود.

گنجه از قرن چهام هجری مرکز ولایت ارّان بود، و تا پیش از یورش مغولان از زیباترین شهرهای آسیای غربی به شمار می‌رفت.[۱۲]. نام گنجه، از لغت "گنج" فارسی برگرفته شده است[۱۳]. زبان محاورهٔ مردم ارّان مثل ساکنان سایر نواحی شمال غرب ایران، گونه‌ای از زبان پهلوی (یا فهلوی) بوده است.[۱۴] جغرافی‌نویسان قدیم آن زبان را ارّانی نامیده‌اند. ابن حوقل می‌گوید: «مردم بردعه (مرکز قدیم ارّان) به ارّانی سخن می‌گویند». مقدسی در احسن‌التقاسیم توضیح بیشتر در بارهٔ آن زبان دارد و می‌گوید: «در ارّان به ارّانی سخن ‌می‌گویند و فارسی ایشان قابل فهم است، و در پاره‌ای حرف‌ها به زبان خراسانی نزدیک است.» اما زبان نوشتاری شاعران و نویسندگان آن دیار را «فارسی ارانی» نامیده‌اند (در برابر فارسی دری). آمیزش لهجه‌ها و زبان‌های نواحی مختلف ایران، و رواج سخن خاقانی و نظامی به مدت هشتصد سال در سراسر ایران، موجب شد که بسیاری از تعبیرهای خاص آنان وارد فرهنگها یا زبان شاعران و نویسندگان دیگر شده و جزو فارسی دری درآید. [۱۵]

بنابر قول گیراگوس گاندزاکـِتسی (تاریخنگار و کشیش ارمنی در دوران نظامی گنجوی و خود نیز از اهالی شهر گنجه)، پیش از حمله مغولان به شهر گنجه، شهر گنجه دارای انبوه جمعیت پارسیان و اقلیتی از مسیحیان بود[۱۶]. باید توجه داشت که گیراگوس بین پارسی و عربی و ترک تفاوت می‌گذاشته است و وقتی در متن خود ساکنان شهر گنجه را پارسی می‌خواند منظورش پارسی است نه نام عمومی برای تمام مسلمانان. او برای اعراب از واژه‌ی «تاچیک» (Tachik همان تاجیک یا تازیک = تازی = عرب = مسلمان - نیز بنگرید به نوشتارهای پارسی میانه همچون جاماسپنامه) استفاده می‌کند وعربان را تاچیک می‌خواند. او ترکان را تئورک (T'urk) می‌نویسد. برای نمونه در فصل ۱۸ می‌نویسد که «جلال‌الدین محمد خوارزمشاه سپاهیان خود را از میان ایرانیان(پارسیان) و تاچیکان و تئورکان گرد آورد.» [۱۷].

در کتاب نزهت المجالس نیز شعرهایی از بیست و چهار شاعر پارسی‌گوی اهل گنجه از پیش از یورش مغولان ذکر شده است و وجود این تعداد شاعر پارسی‌گوی تنها از شهر گنجه، که در قرن ششم و هفتم در شمال‏غرب ایران قدم به عرصه گذاشته‏اند و در زبان همگانی ایرانیان ـ فارسی ـ شعر سروده‏اند، نشان‌دهندهٔ رواج بازار شعر و ادب پارسی در عصر نظامی و همچنین مؤید آن است که در ارّان، زبان و ادب فارسی، زبان مردم کوچه و بازار و دربار بوده‌است[۱۸][۱۹] [۲۰].

شاعری و سبک نظامی [ویرایش]

نسخهٔ خطی از خمسهٔ نظامی، اثر هنرمند ایرانی کمال‌الدین بهزاد، مربوط به ۱۴۹۴ میلادی، که ماجرای معراج پیامبر اسلام را بازگو می‌کند.

نظامی از شاعرانی است که باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد و تکمیل سبک و روشی خاص دست یابد. اگر چه داستان‌سرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانسته‌است شعر تمثیلی را به حد اعلای تکامل برساند نظامی است.

وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع معانی و مضامین نو و دلپسند و تصویر جزئیات بانیروی تخیل و دقت در وصف مناظر و توصیف طبیعت و اشخاص و به کار بردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو، در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته‌است. [۲۱]

ضمناً بنا بر عادت اهل زمان از آوردن اصطلاحات علمی و لغات و ترکیبات عربی وافر و بسیاری از اصول و مبانی حکمت و عرفان و علوم عقلی به هیچ روی ابا نکرده و به همین سبب و با توجه به دقت فراوانی که در آوردن مضامین و گنجانیدن خیالات باریک در اشعار خود داشت، سخن او گاه بسیار دشوار و پیچیده شده است. با این حال مهارت او در ایراد معانی مطبوع و قدرت او در تنظیم و ترتیب منظومه‌ها و داستان‌های خود باعث شد که آثار او بزودی مورد تقلید قرار گیرد.[۲۲]


نظامی گرچه شاعری داستان‌سراست و بیشتر به داستان‌های عاشقانه و یا به قول خود وی به «هوسنامه‌»ها پرداخته است، ولی او شاعری است حکیم و اندیشه‌ور، آشنا با فرهنگ و تاریخ ایران، که در پس قصه‌ها و هوسنامه‌هایش نکاتی عمیق نهفته است، و به همین سبب است که او چند بار از خوانندگان مثنوی‌هایش خواسته است تا رازها و رمزهای موجود در شعر او را نیز کشف کنند، از جمله در این دو بیت در هفت پیکر:

هر چه در نظم او ز نیک و بد است همه رمز و اشارت خرد است
هر یک افسانه‌ای جداگانه خانهٔ گنج شد نه افسانه

[۲۳]

اشعار نظامی گنجوی با سرچشمه فرهنگ ایرانی او، ایران پیشااسلامی و پسااسلامی را وحدت میبخشد[۲۴].


نظامی گنجوی و پیشینیان [ویرایش]

پاره‌ای از داستانهای نظامی در شاهنامه نیز آمده است، ولی نظامی از لحاظ سبک و سخنوری از فخرالدین اسعد گرگانی نیز بهره برده است. [۲۵].

او در کتابهای خسرو و شیرین و لیلی و مجنون و اسکندرنامه و هفت پیکر از فردوسی و شاهنامه نام می‌آورد. برای نمونه در اسکندرنامه فردوسی را سخنگوی پیشینه دانای طوس میخواند.

از ان خسروی می که در جام اوست شرف نامه​ی خسروان نام اوست
سخنگوی پیشینه دانای طوس که آراست روی سخن چون عروس
در آن نامه کان گوهر سفته راند بسی گفتنیهای ناگفته ماند
اگر هر چه بشنیدی از باستان بگفتی دراز آمدی داستان
نگفت آنچه رغب پذیرش نبود همان گفت کز وی گزیرش نبود

همچنین برخی از ابیات نظامی با شاهنامه تطبیق دارد:

فردوسی:

چنان دان که شاهی و پیغمبری دو گوهر بود در یک انگشتری

نظامی:

نزد خرد شاهی و پیغمبری چو دو نگین است در انگشتری

فردوسی:

جهان را بلندی و پستی تویی ندانم چی ای هر چه هستی تویی

نظامی:

همه نیستند آنچه هستی تویی پناه بلندی و پستی تویی

آثار نظامی [ویرایش]

خمسهٔ نظامی، به قلم سال ۱۵۲۴ در هرات، واقع در موزه هنرهای متروپولیتن نیویورک

اثر معروف و شاهکار بی‌مانند نظامی، خمسه یا پنج گنج است که در قلمرو داستان‌های غنایی امتیاز بسیار دارد و او را باید پیشوای این‌گونه شعر در ادب فارسی دانست. خمسه یا پنج گنج نظامی شامل پنج مثنوی است:

  • مخزن الاسرار، در بحر سریع، در حدود ۲۲۶۰ بیت مشتمل بر ۲۰ مقاله در اخلاق و مواعظ و حکمت. در حدود سال ۵۷۰ به اتمام رسیده است و از آن است این ابیات :
هر که تو بینی ز سپید و سیاه بر سرکاری است درین کارگاه
جغد که شوم است به افسانه در بلبل گنج است به ویرانه در
هر که درین پرده نشانیش هست درخور تن قیمت جانیش هست


  • خسرو و شیرین، در بحر هزج مسدس مقصور و محذوف، در ۶۵۰۰ بیت، که به سال ۵۷۶ ه' .ق. نظمش پایان گرفته است. ابیات زیر در توصیف آب‌تنی شیرین از آنجاست:
چو قصد چشمه کرد آن چشمهٔ نور فلک را آب در چشم آمد از دور
سهیل از شعر شکرگون برآورد نفیر از شعری گردون برآورد
پرندی آسمان‌گون بر میان زد شد اندر آب و آتش در جهان زد


  • لیلی و مجنون، در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض مقصور و محذوف، در ۴۷۰۰ بیت. نظم این مثنوی به سال ۵۸۸ هجری به پایان رسیده است و از آنجاست:
مجنون چو حدیث عشق بشنید اول بگریست، پس بخندید
از جای چو مار حلقه برجست در حلقهٔ زلف کعبه زد دست
می‌گفت گرفته حلقه در بر کامروز منم چو حلقه بر در


  • هفت پیکر (که آن را بهرام‌نامه و هفت گنبد نیز خوانده‌اند)، در بحر خفیف مسدس مخبون مقصور و محذوف، در ۵۱۳۶ بیت، در سرگذشت افسانه‌ای بهرام گور. از آن منظومه است در وصف ایران:
همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد دل ز تن به بود یقین باشد
میانگیز فتنه میافروز کین خرابی میاور در ایران زمین
تو را ملکی آسوده بی داغ و رنج مکن ناسپاسی در آن مال و گنج


  • اسکندرنامه، در بحر متقارب مثمن مقصور و محذوف، در ۱۰۵۰۰ بیت، مشتمل بر دو بخش شرفنامه و اقبالنامه که در حوالی سال ۶۰۰ به اتمام رسیده است. و از آنجاست این ابیات در مرگ دارا:
سکندر چو دانست کآن ابلهان دلیرند بر خون شاهنشهان
پشیمان شد از کرده پیمان خویش که برخاستش عصمت از جان خویش
چو در موکب قلب دارا رسید ز موکب روان هیچکس را ندید
تن مرزبان دید در خاک و خون کلاه کیانی شده سرنگون

برخی انتساب‌ها با انگیزهٔ سیاسی [ویرایش]

یکی از محققان جمهوری شوروی آذربایجان بیتی را به نظامی منسوب کرد[۲۶] که از دید فنی (قافیه) نادرست است و در هیچ نسخهٔ خطی وجود ندارد. همچنین در ادبیات پارسی و فرهنگ ایرانی همواره گرگ جانوری خونخوار و دَدمنش به شمار آمده است. بیت جعلی مورد نظر(که بدون هیچ بیت پیشین و پسین جعل شده است) چنین است[۲۷].

پدر بر پدر، مر مرا ترک بود به فرزانگی هر یکی گرگ بود

نظامی در ابیات راستینش نیز گرگ را حیوانی نادان و وحشی معرفی میکند و آن را کمتر از شیر و روبه میداند:

ز آن بر گرگ روبه راست شاهی که روبه دام بیند گرگ ماهی

یا:

به وقت زندگی رنجور حالیم که با گرگان وحشی در جوالیم

یا:

پیامت بزرگست و نامت بزرگ نهفته مکن شیر در چرم گرگ

یا:

روباه ز گرگ بهره زان برد کین رای بزرگ دارد آن خرد


با وجود اینکه تمامی آثار نظامی گنجوی پارسی هست[۲۸]، قوم‌گرایان پانترکیست دیوان یک شاعر دیگر به نام نظامی قونوی (از دوران حکومت عثمانی)[۲۹] را به نظامی گنجوی منسوب میکنند[۳۰

عکسخند/خدا رو شکر مالدیو رو متوقف کردیم

 

چهل و هفتمين اجلاس عمومي شوراي عالي استانها به ریاست چمران

چهل و هفتمين اجلاس عمومي شوراي عالي استانها به ریاست چمران

بازديد على اكبر جوانفكر از شركت چاپ و نشر بانك ملى

جمعه وحدت و شریعت اسلامی در مصر

داريوش مهرجويي و مسعود كيميايي كارگردان سينما در جشن دنیای تصویر

سفير عراق در موسسه ايران

ششمين جلسه شوراى گفت‌وگوى دولت و بخش خصوصى

صحن علنی مجلس

فيزيكدانان و مهمانان خارجي شركت كننده در مراسم اختتاميه بيست و چهارمين دوره مسابقات بين المللي فيزيکدانان جواشن

صحن علنی مجلس

نگاه جالب یک جوان افغان به نظامی اشغالگر

نشست خبری باشگاه پرسپولیس

آثار و خواص تمام یک‌صد و چهارده سوره قرآن کریم

 

برای هریک از سوره های قران خواص متعددی ذکر شده است.

تمام سوره های قرآن دارای خواص زیادی است که دانستن آنها می تواند در حل بسیاری از مشکلات زندگی کارگشا باشد.

۱- فاتحه :
مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کلید بهبودی-برآورده شدن حاجات- درمان بیماری ها – رهایی از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسیدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشایش گناهان پدر ومادر
۳- آل عمران:
درود فرشتگان – رفع آتش دوزخ – پر بار شدن درخت – سهولت زایمان رفع دیون آسان شدن مشکلات – ازدیاد روزی
۴- نساء :
پاداش الهی – حکم صدقه – رهایی از فشار قبر
۵- مائده :
استقامت در توحیداعطای حسنات – بخشش گناهان
۶- انعام :
رفع بیماری – ستایش فرشتگان تا روز قیامت – استجابت حا جات – نرفتن به دوزخ- محافظت فرشتگان از او – رفع ما لیخولیا – دفع بلایا
۷- اعراف :
رفع بازخواست روز قیامت – همنشینی با حضرت آدم – مقابله با درندگان و دشمنان
۸- انفال :
محافظت از نفاق – افتخار شیعه – شرمندگی دشمنان – شفاعت پیامبر در روز قیامت – محافظت در برابر تعدی – پیروزی در جنگ ها - درود فرشتگان – بخشندگی گناهان – ارتقای مقام
۹- توبه :
جلوگیری از نفاق – محافظت از دستبرد دزدان محافظت از آتش – اعطای حسنات – رفع جهل – تقرب به خدا – رفع پیری –آشکار شدن عیوب - اعطراف دزد
۱۱- هود علیه السلام :
اعطای حسنات – رستگاری روز قیامت – بر انگیخته شدن در گروه پیامبران – بخشوده شدن گتاهان – استعانات از خداوند – پیروزی بر دشمنان – بیمناک شدن دشمنان از او – مقام شهید یافتن در روز قیامت
۱۲- یوسف علیه السلام :
چهره زیبا یافتن – رفع هراس – صالح شدن – آسان شدن سختی مرگ
مقاوم شدن در برابر چشم زخم – یافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات
۱۳- رعد:
رهایی ازصاعقه –ورود به بهشت شفیع شدن برای خانواده – کمک به انقلاب علیه ظالمان اعطای حسنات استقامت در روز قیامت
۱۴- ابراهیم علیه السلام :
رفع فقر وجنون ومصیبت – جلوگیری از گریه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشیر مادر –اعطای حسنات – رفع ناراحتی کودکا ن
۱۵- حجر:
اعطای حسنات- رفع فقر و جنون ومصیبت –ازدیاد شیر زنان –ازدیاد رزق حسن خرید و فروش
۱۶- نحل:
عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منغرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قیامت
۱۷- اسراء (بنی اسرائیل):
شاهد ظهور حضرت قاِِِئم شدن –خطا نرفتن تیر –به سخن امدن کودک –قابل فهم شدن سختیها
۱۸- کهف:
بیدار شدن به موقع از خواب شهید از دنیا رفتن –بخشوده شدن گناهان –نورانی شدن –رفع تنگ دستی –امان یافتن از آزار-دور شدن آفات –در امان ماندن از فتنه دجا ل-قرار گرفتن در بهشت –کفاره شدن بر گناهان
۱۹- مریم:
به دست آوردن ثروت و فرزند –اصحاب عیسی شدن در قیامت –شوکت سلیمان یافتن درقیامت –اعطا حسنات-خواب های خوش دیدن –جلوگیری از دستبرد دزدان-رفع ترس-خیر و برکت درخانه –دور شدن حوادث ناگوار از خانه
۲۰- طه:
پاداش در آن دنیا ثواب مهاجرین وانصار را یافتن –شنیدن پاسخ مثبت در خواستگاری-ایجاد صلح –حفاظت در مقابل زورمداران –اجابت خاسته ها-خواستگار یافتن دختر –آسان شدن ازدواج
۲۱- انبیا:
دیدن عجایب در خواب –رفع بی خوابی
۲۲- حج:
تشرف به مکه –اهدای حسنات –سقوط حاکم ستمگر
۲۳- مومنون:
عاقبت به خیر شدن –به بهشت رفتن –تنفر از شراب
۲۴- نور:
بیمه شدن جان و دارایی و زنان –آمریزیده شدن-اعطای حسنات-
۲۵- فرقان:
رهایی ازعذاب دوزخ –محاسبه نشدن –رفتن به بهشت –مردن حیوان مورد نظر –عدم اتمام معاملات
۲۶- شعرا:
اولیای خداوند شدن –دچار مشکل نشدن –رفتن به بهشت –اعطای حسنات –خواننده ی کتب الهی شدن –شفا از بیماریها –دستیابی به گنج –در امان ماندن از درد آتش و سیل سخت آمدن طلاق بر زن
۲۷- نمل:
اعطای حسنات –در امان ماندن خانه از مار و حیوانات موذی
۲۸- قصص:
اعطای حسنات-شهادت به راستگویی- رفع درد ها وبیماری ها –رفع شکم درد ودرد طهال وکبد
۲۹- عنکبوت :
رفع گناهان –اعطای حسنات-رفع بیماری ها ودردها –شادابی قلب – خوش خوابیدن
۳۰- روم:
اعطای حسنات –یافتن گمشده –بیمار کردن دشمن
۳۱- لقمان :
حفاظت از شیطان – همنشینی با لقمان در قیامت –اعطای حسنات – رفع بیماری ها ودردها قطع خونریزی بدن – رفع بیماری درد ورنج
۳۲- سجده:
داده شدن ناممه عمل به دست راست –عدم بازخواست در روز قیامت – همنشینی با پیامبر و خاندانش در روز قیامت – ثواب راز ونیاز شب قدر –رفع بیماری تب –درمان سر درد ودرد مفاصل – درمان تب سه روزه
۳۳- احزاب:
قرار گرفتن کنار پیامبر وهمسرانش در روز قیامت –درامان بودن قبر –افزایش خواستگاران
۳۴- سباء:
حفاظت شب تا صبح توسط خداوند –کسب خیرات در دنیا وآخرت –داشتن همنشین سالم در روز قیامت –دور شدن حیوانات و حشرات –بری شدن از ترس
۳۵- فاطر:
ورود به بهشت –منکوب کردن مخالفین –رفع بیماری سردرد – جلوگیری از تخریب هنگام زلزله
۳۶- یاسین:
افزایش رزق وروزی حفاظت شدن در برابر خطرات وشیطان وافت ها - ورود به بهشت – غسل به دستان فرشتگان –مصونیت از فشار قبر-نورانیت- همراهی فرشتگان در پل صراط – مقام بالا نزد خداوند –ایستادن درکنار پیامبران –شفاعت شدن –بازخواست نشد ن- همنشینی با پیامبر(ص)-اعطای حسنات – مصون بودن در برابر فقر وبدهی و ویرانی و بلا وجنون وجزام و وسواس و...-تخفیف وحشت قبر –آمرزش وخشنودی خداوند –ثواب دوازده بار تلاوت قرآن – تقویت حافظه-پیروزی در مناظرات – مصونیت در برابر چشم زخم وحسادت وجن وانس وجنون وحشرات –ازدیاد شیر در زنان
۳۷- صافات :
تسهیل مرگ –مصون بودن در برابر آفات و بلایا – ازدیاد رزق – حفاظت از گزند شیطان – مبعوث شدن با شهیدان – اعطای حسنات – دیدن جنیان و عدم آسیب آنان – آرامش از اضطراب
۳۸- ص:
اعطای خیرات در دنیا و آخرت – ورود به بهشت – جلوگیری از گناهان صغیره و کبیره – آشکار کردن معایب حاکم یا قاضی-
۳۹- زمر:
شرف و بزرگی در دنیا و آخرت – مورد احترام واقع شدن – حرمت آتش دوزخ بر او- ورودبه بهشت – کسب سلام پیامبران و صدیقان – آمرزیده شدن –مورد ثنا و تشکر واقع شدن
۴۰- مومن (غافر):
بخشایش گناهان –کسب تقوا –خیردر اخرت –خرم شدن باغ- خیر وبرکت مغازه – شفای مالیخولیا – درمان دمل – رفع بیماری وحشت زدگی – التیام دل درد – درمان بی هوشی وغش –درمان دردطحال-
۴۱- فصلت (حم سجده):
نورا نیت در روز قیامت قیامت – سعا دت در زندگی دنیوی – اعطای حسنات درمان درد قلب- درمان چشم درد
۴۲- شوری (حمعسق):
نورانیت در روز قیامت – ورود به بهشت – رفع چشم درد – درود فرشتگا ن بر او –در امان بودن از گزند مردم –رفع خطرات سفر
۴۳- زحزف:
مصون بودن از گزند حیوانات زمین وفشار قبر – ورود به بهشت – عدم احتیاج به دارو –رفع مرض صرع
۴۴- دخان:
سهولت محاسبه در روز قیامت –پاداش ازاد کردن صد هزار فرد گرفتار- بخشیدن گناهان –رهایی از نیرنگ شیطان – خوابهای نیکو دید ن –رفع بیماری سر درد – ازدیاد ثروت – رونق تجارت –رهایی ازگزند حاکم –محبوبیت نزد مردم – رفع بیماری یبوست
۴۵- جاثیه:
ندیدن آتش جهنم ونشنید ن صدا وصیحه ی ان- همراهی حضرت محمد –ازبین رفتن ترس و وحشت در روز قیامت – پوشیده شدن زشتیها – در امان ماندن از قدرت زورمندان – محترم شدن نزد مردم – در امان ماندن از فتنه گران – نگهدار کودک خواهد بود
۴۶- احقاف :
در دنیا دچار وحشت نشدن -در امان ماندن روز قیامت – به تعداد انسانهای زمین ده حسنه نوشته وده گناه بخشوده وده مرتبه بر مقام او افزوده میشود –جسمی قوی یافتن –سالم ماندن در برابر بیماری های کودکانه – ارامش یافتن از زمان کودکی محبوب شدن نزد مردم – شنیده ها را درک کردن – تسکین و درمان بیماری ها
۴۷- محّمد صلّی الله علیه وآله وسلم :
هرگز مشرک نگردد – شک به دین راه نیابد – فقیر نشدن – نترسیدن از حاکم – مصون ماندن از شک در دین تا هنگام مرگ – هزار فرشته در قبرش نماز می خوانند – همراهی فرشتگان – در پناه خداوند و پیامبر قرار گرفتن – پس از برانگیخته شدن صورت پیامبر را دیدن – سیراب شدن از نهرهای بهشتی – مصون ماندن از امور ناپسند و بیماری ها – دوری جنیان از وی
۴۸- فتح:
بیمه شدن مال و ثروت و همسران و املاک- ورود به بهشت – مصون ماندن ازدزدان – پذیرفته شدن سخن وی نزد مردم – تویت حافظه – کسب خیرو برکت – رفع بیماری هراس – در امان ماندن از غرق شدن
۴۹- حجرات:
در شمار زایران پیامبر اکرم قرار گرفتن – اعطای حسنات – در امان بودن از وحشت جنگ – باز شدن درهای خیر و برکت – پیروزی در جنگها خروج شیطان از بدن - مصون ماندن از ترس – فزونی یافتن شیر مادر
۵۰- ق:
ازدیاد روزی – مثبت شدن نامه ی اعمال –سهولت مرگ –درمان صرع – ازدیاد شیر مادر
۵۱- ذاریات :
سا مان یافتن زندگی – ازدیاد روزی – روشن شدن قبر – اعطای حسنات – رفع درد درون – سهولت زایمان – آسان شدن مرگ
۵۲- طور :
اعطای خیر و برکت – دور شدن از عذاب الهی – رسیدن به بهشت – ازادی اسیر و زندانی – خوشایندی سفر – بهبودی عقرب گزیدگی
۵۳- نجم:
زنگی با اوصاف نیک – بخشایش گناهان – اعطای حسنات – شجاعت در برابر زورمندان جلب احترام حاکم – شجاعت در برابر شیاطین
۵۴- قمر (اقتربت):
رسیدن به بهشت – روسفیدی در قیامت – مورد احترام بودن در سفره ها – محبوبیت میان مردم – سهل شدن امور مشکل
۵۵- الرحمن :
شفاعت کردن در روز قیامت – شهید محسوب شدن –آسان شدن مشکلات- شفای چشم درد امنیت یافتن - سهل شدن امور مشکل – رفع بیماری آفات از خانه
۵۶- واقعه :
عزت در میان مردم – رفع بیماری بدبختی و فقر – همنشینی با حضرت علی علیه السلام - نورانیت وجه در هنگام ملاقات خداوند – خیر و برکت خانه – پیروزی و ثروت و موفقیت- بخشش گناهان – سهولت احتضار
نقل است که عثمان بن عفان بعیادت عبدالله بن مسعود رفت در مرضی که با آن فوت شد باو گفت که از چه شکوه داری گفت از گناهان خود گفت چه چیز میل داری گفت رحمت پروردگار خود گفت جهت تو طیب مرا بیمار کرده گفت:امر نکنم که بتو عطیه بدهند گفت در وقتیکه احتیاج داشتم بمن ندادی الحال که مستغیم میدهی گفت آنچه میدهم جهت دختران تو بوده باشد گفت ایشانرا بدان حاجتی نیست جهت اینکه من ایشانرا امر کردم بخواندن سوره واقعه و من شنیدم از حضرت رسول صلی الله علیه و آله که میفرمود هر که بخواند ای سوره را در هر شب نمیمیرد باو پریشانی هرگز و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نقل است که هر که بخواند ین سوره را هر شب پیش از آنکه بخوابد ملاقات کند خدای عزوجل را در حالتی که روی آن شخص چون ماه باشد در وقت تمامی آن و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که مشتاق باشد به بهشت و به وصف بهشت این سوره را بخواند .
۵۷- حدید :
عدم عذاب در دنیا – رفع بلایا – درکظهور حضرت قا ئم علیه السلام – نعمت بهشت – آزادی زندانی – مصونیت در جنگ – التیام درد
۵۸- مجادله:
تسکین درد –حفظ د فینه – آرامش بیمار – مصونیت از حوادث ناگوار- رفع آفات از حبوبات
۵۹- حشر:
درود فرستادن کا ینات به او- در حکم شهید قرار گرفتن – مصون شدن از بلایا- اجابت خواسته ها- آسان شدن مشکلات تقویت حا فظه
۶۰- ممتحنه:
دفع فقر – نورانیت دیدگان – رفع جنون –درود فرشتگان – در حکم شهید قرار گرفتن – شفاعت شدن – درمان بیماری طحال – آسودگی در زندگی
۶۱- صف :
قرار گرفتن در صف فرشتگان و پیامبران – همنشینی حضرت عیسی علیه السلام - امنیت در سفرها
۶۲- جمعه :
پا داش بهشت - اعطای حسنات –رفع هراس – بخشودگی گناهان – رهایی از وسوسه های شیطان
از حضرت صادق علیه السلام منقولست که واجبست بر هر مومن هر گاه شیعه ما باشد که بخواند در نماز شب سوره جمعه و در نماز ظهر آن جمعه و منافقین را و هرگاه این را به عمل آورد چنان است که گویا عمل رسول خدا صلی الله را بجا آورده است و ثواب و جزای او بر خداوند بهشت است .
۶۳- منافقون :
رفتن به بهشت – رفع بیماری نفاق و شک – درمان دمل – رفع دردهای درونی – شفای بیمار – درمان چشم درد
۶۴- تغابن:
شفاعت شدن – به بهشت رفتن – همجواری پیامبر – درک ظهور حضرت قا ِِیم علیه السلام رفع مرگ ناگهانی – رفع شر حاکم
۶۵- طلاق:
رفع آ تش دوزخ –رسیدن به تو به ی نصوح – ایجاد فتنه در محل دشمن
۶۶- تحریم :
نصیب شدن توبه نصوح – شفای گزیده شده – درمان صرع – دفع لرزش- درمان بی خوابی –رفع بی پولی و قرض
۶۷- ملک (تبارک ) :
مصون بودن در روز قیامت – رفع عذاب قبر – پاداشی همچون پاداش شب قدر – مونس قبر – شفاعت شدن – رفع گرفتاری روح مردگان
از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقولست که هر که بخواند سوره الملک را در مکتوبه پیش از آن که بخواهد پیوسته اندر امان خدایتعالی خواهد بود تا داخل صبح شود و در امان خدای خواهد بود روز قیامت تا داخل بهشت شود قطب راوندی از بن عباس نقل کرده است که مردی خیمه زد بروی قبری و ندانست که آن قبر است پس خواند این سوره را پس شنید صحیحه زننده را گفت این سوره منجیر است پس این مطلب را بحضرت رسول اکرم عرض کرد آنحضرت فرمود آن سوره نجات دهنده است از عذاب قبر
۶۸- قلم :
رفع فقر – دفع عذاب قبر – رسیدن به ثواب اصحا ب کهف – رفع دندان درد – آسانی محاسبه درروز قیامت – حفظ جنین هوش و حافظه ی کودک
۷۰- معارج:
رفع بازخواست در روز قیامت – هم منزلی با حضرت محمدصل الله علیه و اله وسلم گشایش در کار زندا نی – رفع احتلام در خواب
۷۱- نوح علیه السلام :
قرار گرفتن در منزل پاکان ازدواج با حو ریه های بهشتی – اجابت دعا –مقدر شدن بهشت
۷۲- جن :
عدم ابتلا به چشم زخم و سحر و افسون ونیرنگ جنییان - رسیدن به اجر بزرگ – فرار جنییان – مصون شدن از گزند حاکم – رفع گرفتاریهای انسان – سهولت مشکلات
۷۳- مزمل :
زندگی پاک و نیکو در د نیا – مرگ راحت و خوب - رسین به اجرآزاد کردن فرد گرفتار- در خواب دیدن پیامبر علیه السلام –رفع بیماری سختی های دنیا وآخرت- اعطای حسنات
۷۴- مدثر :
مقامی نزدیک به مقام پیامبر علیه السلام – مصونیت از سختی وستم دنیا – اعطای حسنات – سعه قلب – افتخار حفظ قرآن
۷۵- قیامت :
همراه پیامبر علیه السلام از قبر برانگیخته خواهد شد – همراهی پیامبر علیه السلام تا عبور از پل صراط – شهادت دادن پیامبر علیه السلام و جبرئیل به ایمان او- نورانیت چهره در روز قیامت – فزونی رزق حفظ در برابر حوادث – محبوبیت نزد مردم – فروتن ساختن قلب – پاک دامن کردن انسان – از هیچ زور مداری نمی هراسد
۷۶- انسا ن (دهر):
همنشینی با پیا مبر – به ازدواج حورالعین در آمدن – پاداش بهشت و حریر گرفتن – قوی شدن نفس ضعیف – تسکین درد قلب – تندرستی – هر چه بخواهد پاداش گیرد – سود بردن بدن – نیرومند گشتن جان – قوت بخشیدن به اعصاب تسکین نگرانی و اضطراب
۷۷- مرسلات :
میان او و حضرت محمد آشنایی برقرار گردد – در زمره کسانی ست که به خداوند شرک نمی ورزند – قدرتمند گشتن بر د شمن در محاکمه – پیروزی بر دشمن – تسکین دل درد
۷۸- نبا ء :
مشرف شدن به خانه ی خدا – محا سبه در روز قیامت به اندا زه ی نوشتن سوره خواهد بود – رفتن به بهشت – دفع شپش – قدرت و هیبت یافتن – به خواب نرفتن – حفظ در برابر حوادث
۷۹- نازعات :
سیراب از دنیا رفتن – سیراب برانگیخته شدن – سیراب وارد بهشت شدن – در امان ماندن ا ز عذاب خدا وند – نوشیدن شراب گوارای بهشتی – در امان ماندن از گزند دشمنان
۸۰- عبس (اعمی):
قرار گرفتن زیر سا یه ی کرامت الهی دربهشت – حفظ از رسوایی درقیامت – درمان چشم درد و آب ریزش آن
۸۲- انفطار :
ازبین رفتن حجاب میان او وخدا وند در روز قیامت – مستور ماندن دشتی ها درقیامت – مانع رسوایی در قیامت – آزاد شدن اسیر – اصلاح شدن امر انسان در قیامت – بخشوده شدن گناهان – فزونی نور دیدگان – درمان چشم درد و تاری
۸۳- مطففین :
در امان ماندن از آتش جهنم – نو شیدن از شراب گواری بهشتی – مصون ماندن انبار از آفت ها – در امان ماندن شی از گزند حشرات
۸۴- انشقاق:
از بین رفتن حجاب میان او و خداوند - درامان ماندن از گرفتن نامه ی عمل از پشت سر – آسان شدن زایمان- درامان ماندن خانه وحیواناتاز گزندحشرات
۸۵- بروج :
در محشر همراه پیامبر و صالحان بودن – اعطای حسنات – نجات یافتن از گرفتاری – پاداش بزرگ – در امان ماندن از ترس - گرفتن از شیر آسان شدن بر کودک – در پناه خداوند بودن
۸۶- طارق :
مقام والا نزد خدا داشتن – در بهشت همنشین مومنین بودن اعطای حسنات – محافظت اشیاء- چرکی نشدن زخم – شفایافتن
۸۷- اعلی:
وارد شدن به بهشت از در دلخواه - فضیلت خواندن مصحف مو سی و ابراهیم علیه السلام را یافتن – دادن پاداش به او – تسکین درد گوش – رفع بواسیر – تسکین درد – شفای شکستگی
۸۸- غاشیه :
مشمول رحمت خدا واقع شدن- موصون ماندن از عذاب جهنم – محاسبه اسان –آرام شدن گریه نوزاد –آرام شدن حیوان سرکش –رفع بیماری دندان درد –صحت و سلامت در غذا
۸۹- فجر:
در قیامت همراه امام حسین بودن –بخشوده شدن گناهان –اعطای حسنات فرزند پسر –قرار دادن نور در قیامت –در امان ماندن از گزند هر چیز
۹۰- بلد:
مشهور شدن به نیکوکاری در دنیا –یافتن مقام بالا نزد خدا – همنشینی پیامبران و شهیدان در قیامت –در امان ماندن از خشم خدا –در امان ماندن کودک از بیماری –در امان ماندن از گردنه کوود-در امان بودن گریه کودک –دفع درد بینی در کودک –
۹۱- شمس:
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت –به بهشت رفتن به منزله صدقه دادن –موفق گشتن – عزیز شدن نزد مردم – افزایش رزق – آرام گرفتن لرز بدن
۹۲- لیل:
:شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای نعمت از جانب خدا – حل مشکلات – خوش خوابیدن – فضیلت تلاوت ربع قرآن – پذیرفته شدن نماز نزد خدا – اجابت حاجات – خواب خوب دیدن – بهبود یافتن صرع و بیهو شی
۹۳- ضحی :
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – شفاعت حضرت محمد – اعطای حسنات – بازگشت گمشده – حفاظت شیئ مخفی
۹۴- انشراح :
شهادت دادن همه چیز به نفع او در قیامت- به بهشت رفتن – اعطای یقین و سلامتی – درمان سینه درد – درمان بند آمدن ادرار – رفع بیماری قلب درد – شفای زکام و سرماخوردگی –
۹۵- تین :
رسیدن به بهشت – رسیدن به پاداش بسیار – رفع ضرر غذا
۹۶- علق :
شهید از دنیا رفتن – همانند کسی است که در رکاب پیامبر جنگیده – پاداش تلاوت یک جزئ از قرآن – در امان ماندن از غرق شدن – در امان ماندن انبار از آفت دزد – دفع بلاهای سفر
۹۷- قدر :
گوئی در راه خدا جهاد کردن – بخشوده شدن گناهان – پداشی همچو یک ماه روزه گرفتن در رمضان – در امان ماندن انبار از آفت و دزد – همنشینی با بهترین مخلوقات در قیامت – درمان لرزه های اعضای بدن – در پناه خداوند بودن- حفظ اموال – افزایش برکت انبار غقله
۹۸- بینه :
بیزاری از مشرکان –پیوستن به دین محمد –در زمره مومنان برانگیخته شدن –اسان شدن محاسبه در روز قیامت قیامت –درمان لقوه –رسوا شدن دزد –درمان یرقان –درمان آب مروارید و پیسی-رفع هر نوع آماس –سود بخشیدن به زن باردار
۹۹- زلزال:
رفع زلزله –نمردن با بلایای دنیایی –خارج شدن اسان روح از بدن –رسیدن به منزلگه بهشتی –همراهی فرشتگان –رسیدن به پاداش تلاوت ربع قرآن –رسوا کردن دزد –رهایی از ترس –دفع لرزش بدن
۱۰۰- عادیات :
مبعوث و همنشین شدن همراه حضرت علی-رسیدن به پاداش تلاوت کل قرآن –ادای سریع قرض –رفع بیماری ترس و تشنگی
۱۰۱- قارعه:
در امان ماندن از دجال و آتش جهنم –سنگین گشتن ترازوی احسان –گشوده شدن در رحمت –فزونی رزق-اآسان گشتن کار برای انسان محروم –نیکو گشتن تجارت
۱۰۲- تکاثر:
رفع عذاب قبر –مقرر داشتن صواب صد شهید –ایستادن چهل ردیف فرشته در نماز با وی –رفع بازخواست –بخشوده شدن گناهان –در پناه خدا بودن
۱۰۳- عصر:
برانگیخته شدن با چهره خندان و درخشان در قیامت-اعطای حسنات –عاقبت به خیر شدن –از جمله پیروان حق و حقیقت شدن –حافظ اشیائ مدفون
۱۰۴- همزه:
دفع فقر –فزونی رزق-دفع مرگ بد –اعطای پاداش-درمان درد چشم
۱۰۵- فیل:
شهادت دشت ها بیابان ها و کوهها به نماز گزار بودن او در قیامت –بازخواست نشدن در قیامت –درامان ماندن از عذاب و مسخ نشدن در دنیا- توان اینکه هدفش را خورد سازد –به لرزه افتادن لشکر دشمن –قلب را قوت می دهد
۱۰۶- قریش:
سوار بر مرکب بهشتی برانگیخته شدن –اغطای پاداشی چون طواف خانه خدا و اعطکاف در مسجدالحرام –
۱۰۷- ماعون :
همانند کسی شدن که نماز و روزه اش مورد قبول خدا قرار گرفته-محاسبه نشدن در قیامت –بخشوده شدن گناهان –محافظت
۱۰۸- کوثر:
از حوض کوثر سیراب شدن –هم صحبتی با رسول خدا –اعطای پاداش –دیدن پیامبر در خواب
۱۰۹- کافرون:
رسیدن به ثواب تلاوت ربع قرآن –از شرک مبّرا شدن –بخشیده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –سعادتمند شدن شهید مردن و شهید بر انگیخته شدن دور ماندن از گزند شیطان –در امان ماندن از وحشت قیامت –حفظ در هنگام در خواب –بر اورده شدن حاجات
۱۱۰- نصر:
پیروز شدن بر تمام دشمنان –بر انگیخته شدن با کتاب ناطق –پناه از گرمای دوزخ و آتش جهنم -به بهشت رفتن –گشوده شدن درهای خیر و برکت در دنیا-استجابت حاجات – ثواب کسی که در رکاب پیامبر ودر فتح مکّه بوده – پذیرفته شدن نماز در درگاه الهی
۱۱۱- لهب(مسد):
تنفر از ابو لهب –تسکین درد شکم در پناه خدا بودن
۱۱۲- اخلاص (توحید):
بخشوده شدن گناهان پنجاه سال –اعطای خیر در دنیا و آخرت - بخشیده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –پس از مرگ فرشتگان و جبرئیل بر بدن او نماز می خوانند-در امان بودن از بدیهای مردم-رفع بیماری شر و زور –پذیرفته شدن توبه –حفاظت از او –گناه نکردن –همچون تلاوت یک سوم قرآن و تورات وانجیل و زبور بودن –در امان بودن مال و ثروت –دور شدن فقر از خانه –تلاوت آن مانند تلاوت تمام قرآن است –نجات از عذاب دوزخ خدا دوستار او خواهد بود –حافظ در برابر هر آفت و بلا بودن –تسکین درد شکم –اعطای پاداش –پیروزی بر دشمنان
۱۱۳- فلق:
در امان بودن از درد و بیماری –در امن بودن از بیماری کودکان و بیماری تشنگی و بیماری معده –محفوظ و سالم ماندن تا زمان مرگ –پاداش همچون کسی که حج واجب و عمره نموده و روزه گرفته مقرر داشتن دفع چشم زخم و بدی ها و بلایا- رسیدن به پاداش بزرگ همانند کسی که در مکه روزه گرفته بودن
۱۱۴- ناس:
در امان بودن از درد بیماری - امن بودن از بیماری کودکان و بیماری تشنگی و معده –در امان و حفظ خدا بودن –در امان بودن از گزند جنیان و وسوسه –پذیرفته شدن نماز .
منبع: تبیان

چرا آية الكرسي مي‌خوانيم؟

 

حضرت علي عليه‌السلام فرمودند: بر مسلمان لازم است كه شب را به پايان نياورد مگر آنكه آية‌الكرسي را بخواند و اگر مي‌دانستيد كه آية‌الكرسي چيست و در آن چيست، هرگز آن را رها نمي‌كرديد.

آية‌الكرسي نام يك آيه است كه با الله لا اله الا هو الحي القيوم آغاز و با هو العلي العظيم پايان مي‌يابد و دو آيه بعد از آن جزء آية‌الكرسي نمي‌باشد، هر چند در برخي از موارد به خواندن آن‌ها همراه آية‌الكرسي تاكيد شده است.
فضيلت و عظمت
رسول اكرم صلي الله عليه و آله به علي عليه‌السلام فرمودند: "قرآن كلامي برتر و بزرگ است و سوره بقره، سيد قرآن و آية‌الكرسي سيد بقره است. ". سپس فرمودند: "آية‌الكرسي از گنجينه‌اي در زير عرش به من عطا شده است و قبل از من به هيچ پيغمبري چنين عطائي نشده است. "
سفارش به خواندن آية‌الكرسي در روايات
حضرت علي عليه‌السلام فرمودند: بر مسلمان لازم است كه شب را به پايان نياورد مگر آنكه آية‌الكرسي را بخواند و اگر مي‌دانستيد كه آية‌الكرسي چيست و در آن چيست، هرگز آن را رها نمي‌كرديد. پيامبر به من فرمود: "آية‌الكرسي " از گنجينه‌اي در زير عرش به من عطا شده است و قبل از من به هيچ پيغمبري چنين عطائي نشده است. سپس حضرت فرمود: "از وقتي اين مطلب را از پيامبر صلي الله عليه واله شنيدم، در تمام شب‌ها آن را خواندم و هرگز آن را ترك نكردم. " سپس فرمودند: "هر شب در سه وقت آية‌الكرسي را مي‌خوانم. "2
همچنين حضرت علي عليه‌السلام فرمودند: پيامبر صلي الله عليه واله مرا خواست و فرمود: آنگاه كه به بستر خواب رفتي بسيار استغفار كن و صلوات بفرست و زياد قل هو الله احد (سوره توحيد) را بخوان كه نور قرآن است و بر تو باد به قرائت آية‌الكرسي كه در هر حرف آن هزار بركت و هزار رحمت است.3
امام باقر عليه‌السلام فرمودند: هر كسي در پي وضو گرفتن، آية‌الكرسي بخواند، خداوند ثواب چهل سال عبادت به وي عطا كند و ...4
پيامبر صلي الله عليه و آله به حضرت علي عليه‌السلام فرمودند: آنگاه كه از منزل در پي حاجتي بيرون شدي آية‌الكرسي تلاوت كن، زيرا موجب برآورده شدن حاجت مي‌باشد.5
امام حسن عسگري عليه‌السلام فرمودند: آنگاه كه در سفر احتمال خطر دادي، قبل از سفر سوره‌هاي حمد، معوذتين، آية‌الكرسي و قدر را بخوان.6
امام صادق عليه‌السلام مي‌فرمايند: هر وقت خواستي سفر كني با ميمنت است، به شرط اينكه قبل از آن صدقه بدهي و آية‌الكرسي بخواني.7
امام موسي بن جعفر عليه‌السلام فرمودند: هر فردي كه مي‌خواهد سفر كند به طرف در بايستد و سه آية‌الكرسي به طرف راست، چپ و مقابل خود بخواند و اين موجب حفظ و دفع بدي‌ها و پريشاني مي‌شود.8
پيامبر اكرم صلي الله عليه واله فرمودند: هر وقت شخص آية‌الكرسي بخواند و بر اهل قبور اهداء كند، خداوند از هر حرف آن، ملكي مي‌آفريند كه تا قيامت براي آن شخص تسبيح مي‌كند.
پيامبر اكرم صلي الله عليه واله درباره آية‌الكرسي فرمودند: "در خانه آية‌الكرسي بخوانيد كه شيطان به شما نزديك نمي‌شود. "9
الله لا اله إ لاّ هوَ الحیُّ القیُّومُ لا تَا خذُ هُ سِنَهٌ وَ لا نَومٌ لَهُ ما فی السَّماواتِ وَ ما فِی الأَرضِ مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ إ لا بِإذنِهِ یَعلَمَ ما بَینَ أَیدِیهمِ وِ ماخَلفَهُم وَ لا یُحیطونَ بِشَی ءٍ مِن عِلمِهِ إلا بِما شاءَ وَسِعَ کُر سِیُّهُ السَّماواتِ و الأرض ولا یَؤدُهُ حِفظُهُما وَ هوَ العَلیُّ العَظیم(255) لا إکراهَ فِی الدَّین قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیَّ فَمَن یَکفُر بِالطَّاغوتِ وَ یُؤمِن بِالله فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقی لاَنفِصامَ لَها والله سَمِیعٌ عَلِیمٌ(256) الله وَلِیُّ الَّذین آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلی النُّور وَ الُّذینَ کَفَروا أولیاؤُ هُمُ الطَّاغوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّور إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِکَ أصحابُ النَّارِ هُم فِیها خالِدُونَ(257)
پي نوشت ها:
1. نشريه قرآني بشارت، شماره 14
2. بحارالانوار، ج 86 ص 125.
3. بحارالانوار، ج 76، ص 231.
4. بحار الانوار، ج 80، ص 317.
5. بحارالانوار، ج 92، ص 159.
6. بحارالانوار، ج 59، ص 24.
7. بحارالانوار، ج 59، ص 28
8. بحارالانوار، ج 76، ص 39.
9. بحارالانوار، ج 63، ص 316.

درباره دکتر افشار، فروید، معاونت سیما، یامین‌پور و چند داستان دیگر

 

گروه فرهنگي - این روزها ظاهرا حاشیه‌های "ساختمان پزشکان" پررنگ‌تر و البته مهم‌تر از متنش شده و بحث در مورد محتوای آن هرروزتر داغ‌تر از روز قبل می‌شود. انگار "ساختمان پزشکان" هم مانند "اخراجی‌ها" و "جدایی نادر از سیمین" دارد تبدیل می‌شود به بهانه‌ای برای درگیری‌های رسانه‌ای بین نویسندگان انقلابی و منتقدان شبه روشنفکر می شود، به خصوص در فضای مجازی. بعضی حتی سعی می کنند بگویند تعداد بینندگان این روزهای ساختمان پزشکان از "مختارنامه" هم بالاتر است و این جزو بهترین سریال‌های طنز تلویزیون است.

اما واقعا دلیل این همه حاشیه چیست؟ چرا کار به جایی می‌رسد که حتی طلبه‌های قم در اعتراض به پخش سریال تجمع می‌کنند؟ آیا این اولین و آخرین سریال نامناسب رسانه‌ی ملی است؟ راهکار جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی در آینده چیست؟ و اصلا در بروز چنین وقایعی چه کسانی مسئولند؟

داستان پزشکان

درباره‌ی "ساختمان پزشکان" می‌شود صفحه‌ها نوشت و ساعت‌ها صحبت کرد. نه فقط این سریال، که در مورد تعداد زیادی از خروجی‌های صدا و سیما می‌توان مدت‌ها صحبت کرد و به نقد آنها پرداخت. مگر این اولین و آخرین خروجی بی‌محتوای رسانه‌ی ملی است؟

می‌شود از ساختار تکراری "ساختمان پزشکان" گفت. از اینکه سال‌هاست که این گروه وقتی می‌خواهند سریال طنزی بسازند، جامعه‌ای با افراد فرصت‌طلب، دروغ‌گو، خائن، کلاهبردار، خنگ، یا به معنای بهتر، جامعه‌ای با افراد به معنای واقعی کلمه عوضی را تصویر می‌کنند و یک نفر راست‌گو، منطقی، با سواد و خوش‌قلب، یک نفر ناهمگون با محیط را در میان آنها رها می‌کنند و همین باعث ایجاد موقعیت‌های خنده‌دار می‌شود. این نقش را در سریال‌های مدیری سیامک انصاری بر عهده داشت و اینجا دکتر نیما افشار (بهنام تشکر) ایفاگر همان نقش است.

می‌شود گفت که این ساختار تکراری هم برمی‌گردد به روحیات و تفکرات شبه روشنفکران سازنده‌ی این آثار. آنها به طور اخص خود را بالاتر از مردم عادی می‌بینند و اصولا ارزشی برای مردم قائل نیستند. از مردم بریده‌ و حتی از آنها بیزارند. این از آثار هنری بت‌های خود ساخته‌ی جریان روشنفکری، امثال شاملو و هدایت و.... نیز به خوبی نمایان است.

بنابراین واضح است که وقتی پیروان چنین کسانی بخواهند سریال طنز بسازند، افراد جامعه‌ای را انسان‌های سطح پايینی تصویر خواهند کرد که هیچ بویی از انسانیت نبرده‌اند و فقط به فکر منافع خودشان هستند و در این میان تنها یک نفر (خودشان) شمایل یک انسان (شهروند) واقعی را داراست.

این دوری و برید‌گی به این دلیل است که روشنفکران ایرانی برخلاف نمونه‌های غربی خود هیچ‌گاه در ایران از تاثیرگذاری بالایی در رخداد‌های اجتماعی و سیاسی برخوردار نبوده‌اند.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج سبک زندگی غربی‌ست. این از تک‌تک روابط کلیه‌ی شخصیت‌های سریال پیداست. از روابط زن دکتر با برادر همسر و همکاران دکتر بگیرید تا روابط خود اعضای ساختمان پزشکان با هم.

می‌شود گفت که این سبک زندگی غربی، سبک زندگی طبقه‌ی خاصی در تهران امروز است و پرسید که چرا باید صدا و سیما در یک شبکه‌ی سراسری سبک زندگی طبقه‌ی متوسط نوظهور شهرنشین دچار به بحران هویت را که آن‌هم فقط به تهران خلاصه می‌شود، تبلیغ و ترویج کند. مگر مخاطب این شبکه کل مردم ایران نیستند، پس چرا سبک زندگی گروهی محدود در تهران باید برای یک روستایی نیز تبلیغ شود.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج بی‌حیایی در جامعه است. کافی است به حرکات محبوب‌ترین شخصیت سریال خانم شیرزاد، دقت کنیم. این لحن گفتار و حتی حرکات بدن این شخصیت در تاریخ سریال‌سازی ایران بی سابقه است و البته به نوعي غير دیني.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج بی‌عفتی در جامعه است و این از تمام رفتارهای شخصیتی مثل ناصر قابل ارزیابی است. کافی‌ست به یاد بیاورید نگاه‌های لذت‌جویانه‌ی ناصر را به تمامی شخصیت‌های زن حاضر در سریال. از شخصیت‌های زن اصلی بگیرید تا شخصیت‌های مهمان در هر قسمت.

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مخرب چهره و نقش پدر و مادر در خانواده است. پدر و مادر این سریال حتی بدیهیات اخلاقی را رعایت نمی‌کنند و حتی مدام به فکر سوء استفاده و تیغ زدن فرزند خود هستند. واقعاً پخش چنین سریالی ذهنیت بیننده را نسبت به جایگاه پدر و مادر در خانواده تغییر نمی‌دهد؟

می‌شود گفت که "ساختمان پزشکان" مروج ابتذال جنسی و حتی هم‌جنس‌گرایی در جامعه است. شاید در چند روز اخیر و در مطالب مختلف این را شنیده باشید ولی برای یادآوری دوباره باید گفت. این شرح یکی از سکانس‌های سریال است:

«فرید (پدر نیما) دوست نیما را به خانه آورده است. آنها در خانه تنها هستند و دوست نیما به وضوح از این موضوع نگران است. فرید شروع می‌کند به چیدن وسایل خانه پشت در تا کسی نتواند وارد خانه شود. دوست نیما انگار کمی ترسیده است و شروع به عرق کردن می‌کند. فرید پرده‌ها را می‌اندازد تا داخل خانه معلوم نشود. دوست نیما از ترس قرمز شده است. فرید تشک و بالشت را می‌آورد و وسط اتاق پهن می‌کند و به دوست نیما می‌گوید بیاید و روی آن بنشیند و... آخر معلوم می‌شود که فرید می‌خواهد از تشک پول بیرون بیاورد و به دوست نیما بدهد!»

می شود تعداد بیشتری از نکات را افزود ولی مهم‌تر از این‌ها بررسی دلایل پخش چنین سریالی‌ است.

داستان پیمان و سروش

قطعا هر اثر هنری فارغ از خوب یا بد بودنش نشان دهنده‌ی تفکرات و اعتقادات سازنده‌ی آن است. نمی‌شود با یک سریال یا فیلم یا هر اثر هنری دیگری طرف بود و ردی از اعتقادات سازنده‌ی آن را در آن مشاهده نکرد. پس "ساختمان پزشکان" هم نماینده‌ی تفکرات سازندگان آن است. اما تفکرات و اعتقادات سازندگان آن چیست؟

سروش صحت کارگردان کار، کارش را در سال 77 با بازی در جنگ77 زیر نظر مهران مدیری آغاز کرد. در اینجا و برای بررسی نوع نگاه صحت، بررسی دو اثر متاخر وی کافی است. سروش صحت نویسنده‌ی فیلمنامه‌های دو فیلم "نیش زنبور" به کارگردانی حمیدرضا صلاحمند و هچنین "پوپک و مش ماشالله" به کارگردانی فرزاد مؤتمن است.

هر کس این دو فیلم را دیده باشد، می‌تواند تصدیق کند که هر دوي این آثار جزو پیش‌روترین فیلم‌ها در تعداد شوخی جنسی در کل سینمای بعد از انقلاب ایران هستند. تعداد شوخی‌های مبتذل جنسی در این دو فیلم آن‌قدر بالاست که حتی آثاری مثل "سن‌پطرزبورگ" و "ورود آقایان ممنوع" را در رده‌ی پايین‌تری نسبت به آنها قرار می‌دهد.

همچنین فیلمی مثل "پوپک و مش‌ماشالله" در عناد و دشمنی با قشر مذهبی جامعه و در کل، دین و مذهب در بین تمام تولیدهاي سال‌های اخیر سینمای ایران شاخص است، به‌طوری که بیشتر شوخی‌های فیلم به تمسخر اعتقادهاي مذهبی جامعه ایران می‌گذرد و چهره‌ی بسیار زننده‌اي‌ از مردم متدین و مذهبی ایران برای تماشاگر ترسیم می‌کند.

اما نکته‌ی جالب این است که نویسنده‌ی دیگر فیلم‌های مبتذل (ابتذال جنسی) این روزهای سینمای ایران یعنی "سن‌پطرزبورگ" و "ورود آقایان ممنوع" هم نویسنده‌ی "ساختمان پزشکان" است.

پس در یک اتفاق مهم، نویسندگان چهار، پنج فیلم متعلق به موج جدید ابتذال در سینمای ایران؛ یعنی ابتذال جنسی، نویسنده و کارگردان "ساختمان پزشکان»" هستند و همین پاسخ تمام اتفاق‌هاي عجیب و غریب و زننده‌ای است که در ساختمان پزشکان در حال وقوع است.

پس خیلی دور از ذهن و بی‌راه نباید باشد که سازندگان ساختمان پزشکان (صحت و قاسم‌خانی) رسما عکس "فروید" دانشمند یهودی و معتقد به آزادی جنسی را به دیوار اتاق دکتر افشار نصب می‌کنند و وی را قهرمان دکتر افشار معرفی می‌کنند.

همچنین حالا خیلی نباید سوال‌برانگیز باشد که چطور ممکن است سازندگان یک اثر به اصطلاح طنز تلویزیونی برای دکور کافی‌شاپ از تابلوی معروف "آفرینش انسان" اثر میکلانژ استفاده کنند که الهام گرفته شده از یکی از داستان‌های تورات است و همچنین یکی از نقاشی‌های مهم مسیحیان صهیونیست (فراماسونرها)، که اصل آن نقاشی شده در کلیسای رسمی پاپ در واتیکان است.

(پوستر فیلم ای.تی ساخته اسپیلبرگ کارگردان صهیونیست و الهام گرفته از تابلوی آفرینش انسان)

اما مقصر اصلی در این بین کیست؟ صحت و قاسم‌خانی و دوستانشان که مروجین افکار انحرافی در جامعه‌اند؟ یا مسئولین صدا و سیما؟ راه جلوگیری از این انحرافات در جامعه چیست؟

داستان صدا و سیما

در اینکه در این بین صدا و سیما متهم ردیف اول است، شکی نیست. اما این معضل چگونه قابل حل است؟ آیا با نظارت بیشتر و سفت و سخت‌تر؟ خیر، با نظارت بیشتر قطعا راه به جایی نخواهیم برد. امثال صحت و قاسم‌خانی خوب بلدند هم حرف خود را بزنند و هم از شر ناظر صدا و سیما خلاص شوند. پاسخ این سوال را امام‌مان نزدیک به 30 سال پیش داده و مدیران صدا و سیما هنوز اندر خم یک کوچه‌اند.

«از مسائل مهم کسانی که بخواهند خدمتی بکنند، مجله‌ای بیرون بدهند یا روزنامه‌ای بنویسند. اولین مسئله آنها این است که افراد انتخاب کنند. اولین مسئله آنها انتخاب افراد است. چون افراد اگر چنانچه اشخاصی منحرف باشند، بدون اینکه شما توجه داشته باشید، یک وقت متوجه می‌شوید که انحراف پیدا شده است، چون اشخاص هستند که می‌توانند انسان را به دامان آمریکا و یا به دامان شوروی بکشانند.

ملتی که برای اینکه از زیر این سلطه‌ها خارج شود، آن‌قدر مجاهده کرده است، آن‌قدر جوان داده است، آن‌قدر زحمت کشیده است، یک وقت می‌بیند راه مجله، راه مطبوعات، راه رادیو تلویزیون، نطق‌ها و همه آن چیزهایی که الان هست، به واسطه‌ی ورود اشخاصی که خلاف آن چیزی که مسیر ملت است عمل می‌کنند، منحرف شده و شما بعدا متوجه آن می‌شوید. این از مسائل مهمی است که توجه به آن لازم است و اغماض از آن جایز نیست.» (15/10/59 در جمع هیئت تحریریه مجله سروش)

«اشخاصی که اداره می‌کنند یک جايی را باید از اول ارزیابی شود که این اشخاص چه کاره بوده‌اند، سوابق‌شان چیست و تحصیلات‌شان در کجا بوده، چه رویه‌ای در تحصیلات داشته‌اند و بعد از انقلاب چه وضعیتی داشته‌اند، افکارشان قبلا چه بوده.

اگر کسی افکارش منحرف بوده و حالا بیاید ادعا بکند که من برگشته‌ام، ما باید قبول کنیم، اما نباید او را مجله‌نویس کنیم، این دو با هم فرق دارد. بسیاری از اشخاص هستند که می‌آیند و می‌گویند ما توبه کردیم، البته توبه آنها قبول است، لکن نمی‌شود آنها را سرکاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد، برای اینکه ما نمی‌دانیم این شخص به حسب واقع توبه کرده است یا می‌خواهد با کلمه‌ی توبه ما را بازی دهد. ما قبول می‌کنیم که در جامعه مسلمین مثل سایر مسلمانان با او عمل کنیم، اما نباید رادیو تلویزیون را به دست او بدهیم، و یا او را در رادیو تلویزیون راه دهیم و یا مجله‌ای که برای تربیت افراد و برای ترویج مسیر اسلامی ملت است، به دست او بدهیم و یا نوشته‌هایش را به دست او بسپاریم.» ( 15/10/59 در جمع هیئت تحریریه مجله سروش)

سخنان امام آن‌قدر صریح است که هیچ نیازی به اجتهاد و تحلیل و تفسیر ندارد. مگر می‌شود ساخت برنامه های تلویزیون را به دست روشنفکران بدهیم و انتظار انحراف نداشته باشیم. ایشان می‌فرمایند نه‌تنها کسانی را که دل در گروي آرمان‌های غرب دارند، نباید به حوزه‌ی فرهنگ، رادیو و تلویزیون، راه داد، که حتی آنهايی را که ادعای توبه از گذشته را نیز دارند، نباید به این حیطه وارد کرد. جايی مثل صدا و سیما تماما باید در اختیار کسانی باشد که کاملا معتقد به انقلاب، اصول انقلاب، اسلام، راه امام، آرمان‌های امام و جانشین امام هستند.

متاسفانه در صداوسیمای انقلابی! ما نه‌تنها روشنفکران از جایگاه ویژه و رفیعی برخوردار هستند که حتی با حرکت‌های انقلابی برخورد جدی نیز می‌شود که نمونه آن برخورد حذفی معاونت جدید سیما با برنامه امروز، دیروز، فردا و پایان اجرای وحید یامین‌پور در تلویزیون است که تا سال‌ها درس عبرتی برای تمام نیروهای انقلابی باشد! ظاهرا صدا و سیما جای دفاع از ارزش‌های انقلابی نیست و فقط سرگرمی و سرگرمی و سرگرمی.

کلام آخر

برای مسئولان صداوسیما، میزان پیشرفت در کارشان شده است تعداد فیلم‌ها و سریال‌هایی که از شبکه‌های سیما پخش می‌کنند. دیگر عادت‌مان شده، اینکه مدیران سازمان در ابتدای هر مناسبت یک کنفرانس خبری بگذارند و از تعداد فیلم‌های داخلی و خارجی آماده پخش گزارشی بدهند.

اما معیار درست پیشرفت صدا و سیما نه در تعدد برنامه‌ها که در تعداد نیروهای انقلابی حاضر در مجموعه‌ی رسانه‌ی ملی است. مسئولین صدا و سیما یک‌بار بیایند گزارش دهند که در ابتدای مدیریت‌شان تعداد نیروهای حزب‌الهی و معتقد به امام و رهبری چند درصد بوده و امروز به چه میزانی رسیده. جناب ضرغامی در دو دوره‌ی ریاستشان ده سال فرصت داشته‌اند که یک بازنگری در نیروهای تحت مدیریتشان داشته باشند. این بزرگ‌ترین خدمتی است که یک نیروی انقلابی می‌تواند به صدا و سیما بکند، نه خرید فله‌ای سریال کره‌ای و پخش روزی 5-6 فیلم سینمایی هالیوودی.

تا وقتی در ترکیب برنامه‌سازان صدا و سیما این میزان از روشنفکران و افراد بی‌اعتقاد به انقلاب حضور دارند مگر پخش آثاری مثل "ساختمان پزشکان" تمام خواهد شد. چند سال پیش افتضاحی مثل "شمس‌العماره" پخش شد و امروز "ساختمان پزشکان" و فردا یک چیز دیگر.

چرا هیچ‌کدام از مدیران سازمان صدا و سیما پاسخ نمی‌دهند که چرا به افرادی مثل صحت و قاسم‌خانی و سامان مقدم و... با آن سابقه‌ی معلوم، فرصت و امکانات می‌دهند تا چنین خزعبلاتی را تحویل دهند. چرا کسی پاسخی برای تعطیل شدن امروز، دیروز، فردا (سری قدیم) نمی‌دهد؟ چرا در رسانه‌ی ملی جمهوری اسلامی کسی مثل فردوسی‌پور از چنین قدرتی برخوردار است؟

شهیدی از کاشان

خاطره ای که می خواهم بیان کنم خاطره ای بکر از یک شهید بسیجی از شهر کاشان است : حدود 2 ماه از پایان عملیات بیت المقدس می گذشت و ما توی این ایام یعنی از بعداز عملیات فوق تا پایان عملیات به دستور سرلشکر شهید حاج علی هاشمی منطقه عملیاتی کرخه نور را از هر حیث پاکسازی کردیم از نظر جمع اوری مینها و گلوله های عمل نکرده تانک ، آرپی جی ، موشک های سهند و خمپاره و انواع نارنجکها و موشکهای دیگر سلاحها مثل تو| های 106 و غیره را جمع اوری کردیم و منطقه را تا جاده جفیر پاکسازی نمودیم . ناگفته نماند کار تخلیه شهدایی که بین حائل ما و عراقی ها به شهادت رسیده بودند و در شروع عملیات و درگیری با عراقی ها که یک هفته هم به طول کشید را همان بعد از عقب نشینی بعثی ها انجام داده بودیم و شهید دیگری را در منطقه کرخه نور تا جاده جفیر ندیدیم اما اینطور نبود یکی از بچه ها ی بسیجی از کاشان بعد از 2 ماه از عملیات می گذشت پیکرش پیدا شد اما چگونه ماجرا اینطور بود که : سید حسین که کارهای تبلیغاتی را در سوسنگرد انجام می داد برای نمایشگاه نیاز به گلوله های جنگی عمل کرده یعنی گلوله های منفجر شده را داشت که در درب ورودی نمایشگاه آنها را نصب کند لذا به خط می رفت و اجازه هم از حاج علی داشت ، یک روز که به جاده جفیر رفته بود لابلای بوته زارها ÷یکر مطهر یک شهید را پیدا می کند او کارت شناسایی اش را از جیب شهید در می آورد ولی کارت را به روی زمین می گذارد و شهید را لابلای پتوی که در ماشین لندکروزش داشت می پیچد و او را به سوسنگرد می آورد . وقتی من شهید را دیدم بچه ها را گفتم مواظب باشید که پیکرش از هم جدا نشود ارام این پیکر عزیز را که کالبد استخوانی یک انسان بود در لباس رزم که همینکه شهید را از عقب لنکروز بلند کردیم یه ترکش به اندازه نصف یک پاره آجر از سینه مطهرش تلو خرد و به زمین افتاد و باللخره شهید را تخلیه نمودیم اما پرسیدم سید حسین کارت شناسایی یا پلاک این شهید کجاست که یک دفعه آهی کشید و گفت آنها را در منطقه جا گذاشته ام به او گفتم خوب سوار شو که با هم بریم کارت هایش را بیاوریم تا پدر و مادرش با روشن شدن پیکر شهیدشان خوشحال شوند لذا رفتیم به منتطقه بعد از اینکه به منطقه رسیدیم انگار تک تک بچه هایی که 2 ماه پیش کار تخلیه آنها را انجام داده بودیم انگار انجا همه شان خوابند آفتاب سوزان بیش از 50 درجه خوزستان روی پیکر شهیدی که نزدیک بیش از یک هفته بدنش رها افتاده باشد چه می کند و معلوم است ما به خاطر صیانت شهدا نمی توانیم همه چیز هاایی را که دیدیم و لمس کردیم برای شماها بیان کنیم اما همین را بس که بدن انسان یک هفته در بیابان بماند کرم می زند و روغن بدنش بر خاک جایش باقی می ماند و یک چیز بدتر در این منطقه وجود سگ های وحشی بود که گوشت انسان خورده بودند و ما چون بعد از ظهر انجا رفتیم تا کارت شهید را پیدا کنیم دیگر توی حال هوای دیگری بودیم به خدا انموقع نه مبایل داشتیم نه دوربین عکاسی یا فیلمبرداری که از محل های شهادت شهدا در یک نگاه فیلم بگیریم اما جای بچه ها روی زمین کاملا واضح بود انگار صد نفر یا بیشتر در این بیابان خوابیده اند به خدا لحظات بسیار درد آوری بود برای ما که بهترین دوستانمان را در همان از دست دادیم نگاه که میکردی پیکر بچه ها را می دیدی و کوله پشتی ها و کنسروهای و کمپوت هایی را که از لابلای کوله پشتی های انها روی زمین ریخته بود چقدر وصیت نامه و یا نامه هایی که این عزیزان نوشته بودند و لابلای بوته ها آویزان شده بود خدائیش ما چون درگیر کارهای دیگر جنگ بودیم فرصت نکردیم انها را جمع آوری کنیم و الان خیلی متاسفم از اینکه برای نسل آینده ای کاش انها را جمع میکردیم اما بگذریم کارتهای شهید را که پیدا کردیم آمدیم برگردیم دیدیم ماشین روشن نمی شود ما هم دو نفر ادم لاغر اندام هر چه زور می زدیم لنکروز را که روی قسمت شانه جاده جفیر قرار داشت به بالا بیاریم و هول دهیم نمی شد و سید را گفتم سید یک ذکری بخوان و یک توسلی بجوییم چون رفت و آمد دیگر روی این جاده خیلی خیلی کم بود و اگر هم می ماندیم در بیابان نه آب با خودمان داشتیم و قضیه سگهای وحشی هم یک مسئله بود اما با خودمان اسله داشتیم و دستور از فرماندهی هم برای از بین بردن این سگها را قبلا به ما داده بودند اما بیشتر می خواستیم کارت و پلاک این شهید را برسانیم که مادری را از نگرانی پیدا نشدن پیکر شهیدش به رهانیم لذا توسل به همیهن شهید جستیم گفتیم خدایا به حق این شهید بسیجی از کاشان یک خودرویی را برای کشاندن ماشین ما برسان من نمی دانم معجزه چیست اما انرا از نزدیک حس کردم زیرا لحظه ای از این توسلهر دوی ما نگذشته بود از دور دیدیم یک ماشین 18 چرخ که تعدادی رزمنده هم در پشت ان بودند دارد به ما نزدیک می شود حالا که نزدیک نزدیک شد دیدیم نوشته در روی بدنه ماشین ستاد بازسازی مناطق جنگی از شهر کاشان . اقا خدائیش اشک ما از این امداد غیبی خدا به پیکر مقدس شهید مسجل شد . خلاصه بچه ها کمک کردند ماشین را بچه های بسیجی کاشان هل دادند و روشن شد و ما توانستیم به موقع کارت و پلاک این شهید را با پیکر مطهر شهید به کاشان بفرستیم البته همانجا هم به بچه های کاشان ماجرا را گفتیم انها هم که کمک ما امده بودند گفتند همه اش کار خداست قربانت برم ای خدای مهربان . والسلام